اولین های هدیه
سلام عشقم
این اولین تکلیف مدرسه البته بگم همون روز اول تکلیفت رو جاگذاشتی بعد من برات اوردم مهد روز 5 شنبه 27 اذر

اولین هدیه یلدای هدیه

اینم اولین عکس هدیه تو مهد




عزیز دلم دیروز روز اول ربیع الاول روز تولد قمری تو بود تولدت مبارک باشه عشقم
راستی شب یلدا رفتیم خونه مامان نرگس عمو جابر اینام بودن خیلی هم خوش ذشت عصر همون روزم رفتیم خونه عمه حدیقه پدرت سفره برای امام حسن داشتن که اونجا هم عمه ذلفا رو دیدی کلی بهت خوش گذشت
امروز هم برای دوره رفتیم خونه دوستم که مامان پانیذ بود خاله بهجت که البته فامیل پدرت هم می شهکه کلی با پانیذ بازی کردین و اتیش سوزوندین
دوستت دارم عشقم
برای مهگلم
سلام عمه جونی امروز روز 4 اسفند سیسمونی تو اوردن اما من نتونستم برم متاسفانه گفته بودم این دوری هزار تا درد سر داره
عمه جونی ایشالا روز شنبه تاریخ دنیا اومدنت معلوم می شه فقط تو رو خدا یهویی مثل هدیه دنیا نیا تا بتونم برنامه ریزی کنم و اگر خدا خواست اونجا باشم
الهی عمه فدات بشه مامان اکرم می گه مامان جونت حسابی شبیه خانو مای پا به ماه شده الهی دورت بگردم که دلم برای مامانیت می سوزه اخه این روزا خیلی سخته و دیر می گذره مامانی تو هم خیلی جوونه و من همش دعا می کنم که خیلی بهش فشار نیاد اما ظاهرن جنابعالی حسابی شیطونی می کنی از حالا بیچاره درد داره
اروم بگیر عمه جونی قربونت برم مامانی گناه داره ها
دوستت دارم عمه فدات بشه


اولین های هدیه 



